خدای تو به سِحرِ خواب
به تو بیگانگی آموخت
غم دور از تو پوسیدن
مرا در خویشتن می سوخت
تو ساده دل ندانستی خدای تو دروغین بود
تنی خاکی و درمانده، خدای تو فقط این بود